ر حالیکه خبرگزاری دولت(ایرنا) برای اثبات راست گویی خود تهدید کرده بود فایل صوتی مصاحبه خود با حسین کروبی علیه میرحسین موسوی را منتشر می کند اما انتشار این فایل صوتی بر دروغگویی این خبرگزاری، مهر تائید گذاشت.
به گزارش «کلمه» ، بعد از راهپیمایی عظیم روز ۱۳ آبان و حضور پر شور جنبش سبز در این راهپیمایی، «ایرنا» در خبری برای ایجاد تفرقه بین دو کاندیدای معترض به نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهوری مصاحبه ای با حسین کروبی فرزند مهدی کروبی بر روی خروجی سایت خود قرار داد که بازبینی نوار صوتی این مصاحبه نشان می دهد وی در این گپ با خبرنگار ایرنا بسیاری از جملات منتشر شده توسط این خبرگزاری را اصلا بیان نکرده است.
در بازبینی این نوار صوتی مشخص شد که در ابتدای فایل منتشر شده خبرنگار مذکور این سوال را با جهت گیری خاص مطرح می کند که «چرا حاج آقا می تواند در راهپیمایی بیاد اما میرحسین نمی تواند بیاید؟» که در کمال تعجب سوال خبرنگار در خبر تنظیمی ایرنا به عنوان نقل قول حسین کروبی درج شده است.
این نوار صوتی نشان می دهد که گفت و گوی حسین کروبی با خبرنگار ایرنا بیشتر حول محور شایعه حصر میرحسین موسوی در فرهنگستان هنر است که با وجود اینکه خبرنگار ایرنا سعی در القای این شایعه و نسبت دادن آن به اطرافیان میرحسین موسوی دارد (در جایی خبرنگار می گوید خودشان می گویند موسوی در حصر هست) اما حسین کروبی در جواب شرایط حصر را توضیح می دهد و حضور یگان ویژه در اطراف فرهنگستان را حصر نمی داند(این موضوع در تکذبیه روز گذشته فرزند کروبی نیز به چشم می خورد).
حسین کروبی در این مصاحبه بیشتر تاکید دارد که هر فردی خصوصیات روحی خود را دارد و این سخنان در زمانی مطرح شده است که علت رسمی حضور نیافتن میرحسین موسوی در راهپیمایی ۱۳ آبان در سایت های رسمی منتشر نشده بود.
«کلمه» عصر آن روز دلیل حضور نیافتن میرحسین موسوی را هجوم بردن گروهی از لباس شخصی ها به داخل فرهنگستان هنر عنوان کرد که درنهایت این افراد از محوطه ی فرهنگستان هنر عقب نشینی کردند اما اتومبیل حامل میرحسین موسوی که قصد خروج از فرهنگستان را داشت با ممانعت پرحجم نیروهای امنیتی نتوانست از فرهنگستان خارج شود.
به گزارش «کلمه»،در بخش دیگری از این گفت و گوی تنظیم شده از سوی ایرنا از قول حسین کروبی آمده است «نباید به ملت دروغ گفت» در حالیکه باز نوار صوتی تائید می کند به هیچ عنوان این جمله از سوی کروبی بیان نشده است و این خبرگزاری دولت است که دارد به خوانندگان خود دروغ می گوید.
باز هم در بخش دیگر گفت و گوی تنظیم شده به نقل از کروبی آمده است :« نباید ترس و نداشتن شهامت را با بیان ادله غیرمنطقی استتار کرد.» که بازبینی نوار مصاحبه نشان می دهد که چنین سخنی از سوی فرزند مهدی کروبی عنوان نشده است.
همچنین در این رابطه حسین کروبی روز گذشته در تکذبیه ای که منتشر کرده بود به شرح آنچه رخ داد اقدام و اعلام کرد:«نیازی به توضیح نیست که جناب آقای موسوی و کروبی بر اساس روحیات شخصیشان و البته با شجاعتی که در هر یک از آنها سراغ دارم در آینده نیز مبتنی بر وحدت در عمل به هدایت جنبش سبز ایران تا رسیدن به اهداف خود و ریشهکنسازی دروغگویان محفلنشین ادامه خواهند داد و از پای نخواهند نشست و چنین دروغپردازیهایی عزم راسخ مهندس موسوی را در مبارزه با دروغ راسختر خواهد کرد و نشان میدهد که ایشان به درستی رسالت خود در این مبارزه با انتخاب کردهاند.»
چرا به اين وضع دچار شديم؟اين اختلاف و دو دستگي و بهتره بگم چند دستگي از كجا شروع شد؟چرا عقيده ي متفاوت سياسي تبديل شد به دسته بندي آدم ها و مردم؟
زماني سياستمداران با هم متحد بودند.اصل بر اين بود كه هدفشون مشتركه و فقط در فرعيات با هم اختلاف سليقه دارند و اين باعث اتحاد مردم ميشد.اما جو عوض شد رسيديم به جايي كه سياستمداران را به دو دسته ي ولايت فقيهي و ضد ولايت فقيه تقسيم كردند.اين تقسيم بندي فراتر رفت و تبديل شد به وطن دوست و وطن فروش بودن؛مسلمان و غير مسلمان بودن؛دزد و عادل بودن؛و حالا هم اموي و علوي بودن.
كسي اومد و با هدف نا معلوم بين سياستمداران تفرقه انداخت و مردم هم با پيش زمينه ي قبلي و بيشتر تحت تاثير احساسات ديني و كم تر احساسات ملي به دنبال اين جريان كشيده شدند.
الان وقتي از اصلاحات پيروي ميكني بايد اصول دين را جواب بدي؛بايد قسم بخوري كه مسلموني؛شيعه ي دوازده امامي هستي.ايراني هستي و با حكومت اسلامي مشكل نداري و فقط به دنبال اسلام واقعي و يك حكومت اسلامي واقعي هستي.توي اين چند ماه بايد جواب چادري بودنم را ميدادم.و من هنوز رابطه ي معكوس چادر و اصلاح طلبي را نفهميدم؛و هنوز نفهميدم چرا به حجاب و اعتقادات مذهبي من توهين ميشه؟شايد براي اينه كه نميخواند قبول كنند طرفداران اصلاحات از همه قشري هستند.
يك طرفه به قاضي نميرم.من هم متاسفانه دچار اين بيماري شدم. عقده ها و ناراحتي هاي ناشي از توهين هايي كه بهم شده گاهي به فكرم مياد و از لحاظ عقلي به حاميان احمدي نژاد اعتماد ندارم و خودم را عقل كل ميدونم.البته اين هميشه در سطح يك فكر باقي مونده و باهاش مبارزه كردم و به اعتقادات كسي توهين نكردم.سعي كردم نخوام نسبت به حرف هايي از قبيل(خس و خاشاك؛جلبك؛سبزي؛لجن؛و.......)مقابله به مثل كنم.و از خدا كمك ميخوام كه من را از اين بيماري فكري واگيردار نجات بده.
به اين سوالات لطفا پاسخ بديد:
1-ايران توسعه يافته و اسلامي از ديد شما؟
2-ويژگي هاي يك رئيس جمهور مناسب و مدبر براي ايران(بدون سوءگيري)
3-تطابق دهي ويژگي هاي احمدي نژاد و سران اصلاحات با ويژگي هاي ئيس جمهور ايده آلتون كه باعث حمايت شما از اونها شده.
امروز روز ۱۳ آبان بود.روز مبارزه با استکبار جهانی.کلاس های دانشگاه تعطیل شد تا بچه ها برند راهپیمایی.ما با یک گروه از بچه ها از دانشگاه(دانشگاه دولتی اصفهان)به طرف میدان انقلاب رفتیم.و در تمامی مسیر ۲تا بسیجی از ما فیلم میگرفتند.با آرامش رسیدیم.انقلاب خیلی شلوغ بود و گاردها همه جا بودند .اجازه ی کوچکترین توقفی را نمیدادند.به ما میگفتند شما چادری ها دیگه چرا؟!!!!!!!!!!
رفتیم و رسیدیم به جایی که جلوی پامون داشتند پسرس را مزدند و صدای شکستن گردنش کامل به گوش میرسید.من و دوستام اعتراض کردیم که ولش کنند و بعد خودم بودم که با لگدهای دونفر که به کمر و شکمم زده میشد مواجه شده بودم و اگه دوستم دستمو نکشیده بود الان اینجا نبودم.اولش دردش حس نشد و اما الان دارم تا سر حد مرگ درد میکشم...رفتیم جلوتر و با هرگونه تجمع کوچیکی برخورد میکردند و با شنیدن صدای الله اکبر با باطوم برقی و گاز به جون مردم میافتادند و خدا را شکر کردم که جای اون دختری نبودم که با باطوم زدند تو شکمش.....رفتیم خیابون آمادگاه و کمی شعار دایم و باز حمله..به مغازه ها پناه بردیم و پراکنده شدیم و نیروها هم رفتند اما ۲دقیقه بعد از پشت سر گردن پسری که رهبر گروه بود را گرفتند و گاز را توی دهنش خالی کردند و با ۲تا باطوم برقی کارش را تموم کردند.این کاره نیروهای نفوذی بود.خیلی جالب بود که عده ای به تیپ خود بچه ها بودند و اظهار میکردند خودی هستند اما بعد که حرفی میشنیدند با گاز دخل طرف را در میاوردند.....رسیدیم به یه کوچه که نیروهای گارد دویدند تو کوچه.چند دقیقه بعد چندتا از دخترها داشتیم با آرامش نسبی اعتراض میکردیم و اونها با کمال آرامش گوش میدادند.توی این فکر بودم که انگار بعضی هاشون هم آدمند.در همین فکر و در حال حرف زدن حس کردم چشمم و گلوم به شدت میسوزه و دارم خفه میشم و این گاز فلفلی بود که مستقیم توی دهنم زده شده بود.حالم بد بود و با دود سیگار ۲تا پسر که توی صورت و دهن من میکردند بهتر شدم....رفتیم و در تمام مسیر پسرها را به خاک و خون میکشیدند و هیچ وقت تصاویر کتک زدن اونها و صدای نالشون را فراموش نمیکنم.هیچ وقت فراموش نمیکنم که از نیروی نظامی کشورم کتک خوردم و انواع فوش ها را شنیدم.نشته بودیم روی سکوی ۳۳پل.دوتا تیکه انداختیم به ۳۰ تا پلیس که داشتند از رستوران برمیگشتند(گفتم خسته نباشید.ناهار خوردید که جون تازه بگیرید مردم را بزنید)هر ۳۰تاشون دورمون حلقه زدند.تا تئنستند انواع فوش ها دادند به ما.یکیشون گفت:پاشید گمشید.گفتم زدند تو کمذم درد میکنه نمیتونم راه برم.گفت :گمشو تا نزدم کمرت را خورد کنم.!!!
میگند لباس شخصی ها با نیروی انتظامی نیستند و من چه ابلهانه باور کرده بودم اما امرور دیدم که چقدر با هم همکاری میکنند و مسئولیت های پلیس را با فرمان خودشون لباس شخصی ها انجام میدند.
برگشتیم دانشگاه رفتم نماز خونه و با دیدن اسم حضرت مهدی اشک بود که از چشمام جاری بود.
اللهم عجل لولیک الفرج
ميشه شنيد خنديدن دلها را
تو زنده ميموني رفيق طاقت بيار اين راه را
طوفان را پشت سر بزار اون سمت ما آباديه
اين زمزمه تو گوشمه فردا پر از آزاديه
طاقت باير رفيق دنيا تو مشت ماست
طاقت بيار رفيق خورشيد پشت ماست
طاقت بيار رفيق ما هر دو بي كسيم
طاقت بيار رفيق داريم ميرسيم
فردا پلیس های سبز پوش به استقبال ما خواهند آمد تا صدای ما را خفه کنند.دانشجویانی لانه ای را تسخیر کردند و نامشان جاودانه شد و فردا نام دانشجویان را با خون جاودانه خواهند کرد.
به کدامین سو در رهیم؟
یکی از دوستان به شدت ولایت فقیهی در پاسخ پیامک من که به مبارزه ی سبز دعوت کرده بودم پیام زده است که:
یادمان باشد اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم نمازمان قضاست!(اللهم عجل لولیک الفرج)
به راستی نماز چه کسانی قضا میشود؟؟؟؟؟؟؟
باز هم يك سال گذشت و رسيديم به روز ميلاد نور.ميلاد شاه دل ايران زمين.اين روز را خيلي دوست دارم.حال و هواي خاصي داره.دلم ميخواد كه اين روز مشهد باشم اما هميشه در پس شادي اين روزها يك نگراني و در پس ناراحتي شهادت ها و وفات ائمه يك غم بزرگتر پنهان دارم و اون غم جهل مردم.
جريان ورور اسلام به ايران يك جريان ساده نيست.و تداوم اسلام يك جريان پيچيده تر از ورودش داره.اسلامي كه وارد اين كشور شده مسلما از همون ابتدا با اصل اسلام مغايرت داشته احتمالا اصولي حذف و اصولي ديگه اضافه شده اما اين جريان به مرور زمان شدت پيدا كرده و بعد از 14 قرن ما به اينجا رسيديم.اسلام ما شامل يك سري حواشي و فرعيات ميشه.به ما ياد دادند كه دين و ائمه را براي نفع شخصي و راه افتادن امور دنيوي بخوايم البته بسيار زياد هم سعي دارند كه ما را به آخرت پيوند بدند و آخرتي كه به ما نشون ميدند چيزي نيست جز يك دنياي وحشتناك كه با گفتن انواع عذاب ها براي ما استرس ايجاد ميكنند و از اون جايي كه ميخواند ما را به زور وارد بهشت بكنند از در پشتي ميريم توي جهنم.
اصل مطلب كه ميخوام بگم و من را ناراحت ميكنه جهل و عدم آگاهيه.چقدر ما امام رضا(ع)را ميشناسيم؟چقدر نسبت به ايشون معرفت داريم؟توي سخنراني ها و به خصوص مداحي ها چه چيزي را به ما ياد ميدند ؟آيا ما را با سيره ي امام آشنا ميكنند يا اينكه فقط امام را به عنوان يك باب الحوائج به ما معرفي ميكنند؟به عنوان كسي كه بايد فقط ازشون حاجت بخوايم؟اصلا اين چه رسميه كه در هر مراسم مذهبي حرف از حاجت زده ميشه و مداح هاي نسبتا محترم براي داغ كردن مجلس مدام از حوائج و نياز ها حرف ميزنند؟طوري ما را تربيت كردند كه وقتي در مراسم عزاداري شركت ميكنم و ميرم توي حال و هواي خودم و با امامي خلوت ميكنم و شايد اشك هم نريزم و دعايي نكنم و طلب كار نشم احساس گناه ميكنم. اين مراسم براي حاجت روا شدن مردم برگزار ميشه يا براي عملي كردن شيوه ي زندگي معصومان در رندگي روزمره ي خودمون؟و چه جالب تره كه چيزي كه در موردش كم تر از همه حرف زده ميشه شيوه ي حكومت داري و علت مبارزه ي ائمه با ستمگرانه.البته خوب طبيعيه.من هم اگه جاي يك عده ملا كه دارند با خيال راحت ظلم ميكنند و پول نفت را چپاول ميكنند بودم احساس خطر ميكردم.در دوران انقلاب از عدالت خواهي و ستم گريزي امام حسين(ع) براي نفع خودشون استفاده كردند و مردم را به انقلاب سوق دادند و حالا هم براي نفع و تداوم قدرت خودشون سعي در پنهان كردن يك سري حقايق دارند.چقدر اسلام در اين كشور مظلوم واقع شده از همون دوران صفويه تا حالا دين فقط يك بازيچه بوده براي تداوم قدرت و مشكل حكومت ديني هم همين جاست.مثلا در مورد همين پنجره فولاد مشهد كه مردم ازش آويزونند يه توضيح بدم.اين پنجره در راستاي ضريح اصلي ساخته شده براي استفاده ي خانم هايي كه عذر شرعي دارند و نميتونند وارد حرم بشند.شاه عباس در زمان حكومتش براي جذب مردم به مشهد به جاي مكه و رونق اقتصادي مشهد عده اي را به صورت نمايشي كور و يا...به اين پنجره وصل ميكنه و بعد هم به صورت نمايشي ادعا ميكنه كه فرد بيمار شفا پيدا كرده....واما چرا جاي دور بريم؟آخرين سوء استفاده ي ديني را ديديم وقتي تنها دلايل افراد براي راي دادن به احمدي نژاد يك سري دلايل ديني و مذهبي ساختگي بود كه اگر واقعيت داشت جاي بسي شادماني بود.
اسلام واقعا غريبه.چون يك نفر مثل من ادعاي مسلموني دارم......
عيدتون مبارك



به بهانه ی دلتنگی برای سبز بودن.برای امید داشتن و شور و نشاط.به بهانه ی دلتنگی برای امیدهایی که نا امید شد.به بهانه ی دلتنگی برای وطنم ایران.
آیا امیدی هست؟امید نه برای رسیدن به موسوی امید به رهایی از چنگال مستکبری که دامنه ی قدرتش را حتی از رهبر فراتر برده است.رهایی از دست ریاکارترین موجود .رهایی از دست .......
امید ما فقط به ظهور است و بس
((اللهم عجل لولیک الفرج))
نویسنده :
همیشه در تردید - ساعت 20:31 روز سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388
من اصلا از اينكه بهم روز دختر تبريك گفته شد خوشحال نشدم.بهم بر خورد.نامگذاري يك روز به نام دختر يه دامنه زدن به يكسري انديشه ها و فرهنگ هاي نادرست ايرانيان و يه تبعيض جنسيتي.مشكل فرهنگي در مورد جنس دختر كه ارزش و بهاي اون تنها به باكره بودن اونه.بيشتر از اون كه تحصيلات علمي شعور و شخصيت يك دختر مهم باشه مسئله بكارت مطرحه.شايد من الان مصداق هاي زيادي توي ذهنم نباشه كه بگم اما اگه دخترا كمي حواسشون را جمع كنند و دقت كنند مصداق هاي زيادي ميبينند.مسلما آقا پسر ها اين موضوع را درك نميكنند.چون فقط براي جنس مونث در ايران دو واژه ي (زن)و (دختر)كاربرد و اهميت زيادي داره. و کسی از دو مفهوم (مرد)و(پسر)بودن استفاده نمیکنه.فرض كنيد در يك امر ازدواج خانمي قبلا ازدواج كرده و رابطه جنسي داشته خيلي ها اين موضوع را مهم ميدونند و فقط به خاطر همين از ازدواج با چنين كسي پشيمون ميشند.در حالیکه دررابطه با آقایون ای موضوع اهميتي نداره حالا هرچندتا هم كه ميخواد رابطه داشته باشه.دقيقا همين موضوع يكي از علل موقعيت وحشتناک زن ها ي مطلقه است(توجه كرديد گفتم زن ها )ديد بدي نسبت به يك مردي كه طلاق گرفته وجود نداره.من قصد ندارم نجابت و بكارت جنس مونث را زير سوال ببرم و بگم كه اهميت نداره اما ارزش من فقط به اينها نيست.ارزش من به شخصيت منه.اصلا چه فرقي بين حضرت فاطمه(س)و حضرت معصومه(س)وجود داره كه دو روز متفاوت را براي اين دو عزيز نام گذاري كردند ؟به جز بكارت حضرت معصومه؟؟؟
نميدونم شايد اين ديد من باشه و يك ديد اشتباه ولي من از كاربرد واژه هاي زن و دختر به اين شدت ناراضيم و فكر ميكنم كه اين روزها باعث گسترش فرهنگ غلط ميشه.ولي به دختر خانوم هاي عزيزي كه از اين برنامه ها خرسند هستند روز دختر و دختر بودنشون را تبريك ميگم.و البته بشتر از اون تبريك ميگم بهتون به خاطر گوهر شخصيتتون نه گوهر بكارتتون.